سيد علي اكبر قرشي
107
قاموس قرآن ( فارسي )
شده مراد از آيه كسى است كه دختر يتيمى را در نزد خود دارد و از اقارب او است و وى را از ازدواج منع مىكند و به او ضرر مىزند ( به اين اميد كه پس از مرگ اموال او را وارث شود ) اين سخن با آيه كاملا تطبيق مىكند نه آنچه گفتهاند : پس از مرگ پدر نامادرى را ارث مىبردند * ( أَ فَأَنْتَ تُكْرِه النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ ) * يونس : 99 . آيا تو مردم را ميتوانى مجبور كنى تا مؤمن باشند . * ( وَلا تُكْرِهُوا فَتَياتِكُمْ عَلَى الْبِغاءِ إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّناً ) * نور : 33 . كنيزان جوان را اگر خواهان عفّتاند بزنا مجبور نكنيد « ان » شرطيّه است و مفهوم شرط در آن نيست زيرا در صورت عدم ارادهء تحصّن اجبار معنى ندارد . تكريه : آنست كه چيزى را در نظر انسان مكروه گردانى مقابل تحبيب * ( حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الإِيمانَ وَزَيَّنَه فِي قُلُوبِكُمْ وَكَرَّه إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْيانَ ) * حجرات : 7 . خدا ايمان را بر شما محبوب داشت و آن را در دلهايتان زيبا و كفر و فسق و عصيان را مبغوض گردانيد . * ( لا إِكْراه فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِالله فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى لَا انْفِصامَ لَها ) * بقره : 256 . يعنى اجبارى در دين نيست زيرا راه حق و راه ضلالت هر دو آشكار شده و از همديگر مشخّصاند ديگر * ( فَمَنْ شاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَمَنْ شاءَ فَلْيَكْفُرْ . . . ) * كهف : 29 . لفظ « فى الدّين » دلالت دارد بر آنكه در مجموع متن دين اعم از اعتقاد و احكام اجبارى نيست . مراد از « الدين » اسلام و يا مطلق اديان آسمانى است . اين آيه يا اخبار است و يا حكم و تشريع در قالب اخبار در صورت اول نيز باز منتج حكم تشريعى است . و چون اين آيه به ظاهر با آيات جهاد مخالف است لذا عدّهاى آن را منسوخ دانستهاند ، حال آنكه علت اين حكم همان تبيّن رشد از غىّ است و ناسخ